متن کامل
   جنگ ارتجاعی بین آمریکا، اسرائیل با رژیم اسلامی بخشی از قربانیانش چپهای سطحی است! 1405/05/18

این مطلب امیرحسین محمدی فر، شعار گونە، التقاطی، سطحی، راست و ناسیونالیستی در راستای اهداف جریانات محور مقاومتی است. در همان پارگراف اول در تعریف بازیگران سناریوی سیاە، رژیم اسلامی با برسمیت دادن تحت نام "حکومت" از بازیگری رژیم در نقش سناریوی سیاە سفید شویی شدە است. تاکنون هیچ جریان سیاسی و اشخاصی بجز حمید تقوایی در یک سمینار حزب کمونیست کارگری گفتە بود "ما اگر در سوریە بودیم" از ارتش آزاد سوریە حمایت میکردیم" کسی جریان ارتجاعی ارتش آزاد را انقلابی معرفی نکردە است و ما در همان زمان نظرات تقوایی را نقد کردیم.

این دوست فراموش کردند، رژیم اسلامی خود یکی از بازیگران اصلی سناریوی سیاە است لطفا از جنایت رژیم اسلامی سفید شویی نکنید!

احزاب ناسیونالیست کورد، قطعا اهدافشان تحقق آزادی، برابری، رفاە و عدالت اجتماعی نیست، اما از این رو کە ناسیونالیسم یک گرایش اجتماعی در درون جامعە است حق فعالیت سیاسی دارند، یادمان باشد این رژیم اسلامی بود از ٢٨ مرداد ٥٨ بە کردستان حملە نظامی را شروع کردە و همچنان ادامە داشتە است. این احزاب طی بیش از چهار دههە گذشتە یک پایشان پای میز مذاکرە با رژیم اسلامی بودە پای دیگرشان مشغول پرسە زدن در کریدورهای وزارت خارجە آمریکا و اروپا برای جلب توجە ماملە بودە است. چە اتفاقی افتادە است کە احزاب ناسونالیست کورد بە زعم این دوستان دیگر اپوزیسیون محسوب نمیشوند؟ از نظر من این جنگ ارتجاعی بین سە نیروی تروریستی آمریکا، اسرائیل و رژیم اسلامی عاملین اصلی سناریوی سیاە در ایران هستند، دفاع از هر کدام از این نیروهای تروریستی کمک بە ایجاد سناریوی سیاە در ایران است! طبقە کارگر باید هر سە نیروی ارتجاعی آمریکا، اسرائیل و رژیم اسلامی محکوم کند و خود را برای سرنگونی انقلابی رژیم کثیف اسلامی سازماندهی کند!  

١٨ مرداد ١٤٠٥

مطلب زیر از امیرحسین محمدی فر است.

آن جریانات سیاسی چپ، که از مجریان و از بازیگران سناریوی سیاه در زدوخوردها با حکومت حمایت می‌کنند، آن احزاب و آن افراد چپ، که از ناسیونالیست‌ها و قوم‌پرستان کُرد به‌منزله‌ی «اپوزیسیون» در قبال حملات حکومت دفاع می‌کنند، به این ترتیب، از همان کمپی می‌آیند که «ارتش آزاد سوریه» را به‌عنوان انقلابیون ضد اسد به جامعه القاء می‌کرد و اشرار مسلح در لیبی را «اپوزیسیون» ضدرژیمی جلوه می‌دادد. با همان منطقی که تجاوز نظامی و شارژ کردن نیروهای سناریوی سیاهی در جوامع سوریه و لیبی را «دخالت بشردوستانه» قلمداد کردند، عدم حمایت از عاملان سناریوی سیاه در جامعه‌ی ایران را نیز نکوهش و تقبیح می‌کنند.

این معادله ساده‌تر از آن است، که نیاز به «صورت‌بندی»، داشته باشد. این جریانات و احزاب چپِ مدافع «اپوزیسیون»، چنان‌چه، حملات نظامی علیه ایران را یک‌سویه محکوم نمی‌کنند، چنان‌چه، این جنگ را بسترساز سوریه‌ای شدن این جامعه نمی‌دانند، و چنان‌چه، از نیروهای ناسیونالیست کُرد حمایت می‌کنند که نقش اصلی را برای اجرایی شدن سناریوی سیاه پذیرفتند، در این صورت، حملات نظامی از سوی بلوک آمریکا-رژیم «اسراٸیل» را نیز در محافل خود، امکانی برای براندازی اعلام کرده‌اند!

در این فضای جنگی، که پولاریزاسیون در میان نیروها و سازمان‌ها و احزاب راست تا چپ ایجاد کرده است، هر موضع کمونیستی صریح و هر سیاست لنینیستی روشنا که در قبال جنگ اتخاذ می‌شود و به‌کار می‌رود، وسط‌‌‌نشینان عالم سیاست را سراسیمه می‌کند و ضدرژیمی‌های صرف را به حول‌ و ولا می‌اندازد! طبیعی است!

امیرحسین محمدی فرد

نظر بدهید
نظرات ثبت شده