|
مصاحبه سایت رضا کمانگر با اسد گلچینی دبیر کمیته کردستان در مورد حرکتهای مهر ماه 87 گارد آزادی در شهر سنندج
رضا کمانگر: در هفته نیمه دوم مهر ماه 87 دو واحد از گارد آزادی در شهر سنندج و حومه حضور مسلحانه و علنی از خود نشان دادند. این حرکت بعد از وقفه نزدیک به دوساله ای است که گارد آزادی از خود حرکتی نشان نداده بود، به این باز میگردم که چرا گارد آزادی طی نزدیک به دوسال حضور علنی نداشته است؟ اما پیش از آن سئوال این است: حرکت اخیر برمبنایی چه نیازی و جواب به کدام ضرورت انجام گرفته است؟ اسد گلچینی: به نظر من همیشه و برای ما، نیاز به گارد آزادی و فعالیت گارد آزادی هست. این نیاز از مبارزه ما و مردم برای آزادی و برابری و سوسیالیسم است. اگر رژیم اسلامی هست و مبارزه مردم هست، گارد آزادی هم باید باشد.اگر تهدید جامعه به ویرانی و به جان هم انداختن مردمش با هم هست، اگر مرتجعین و قوم پرستان سناریویی سیاه برای جامعه تدارک ببینند، گاردآزادی و حضور و فعالیتش همیشه ضروریست. در کردستان بویژه که مبارزه و احزاب شکل مسلح هم دارد. و در حال حاضر گارد آزادی چه با حضور مسلح و چه در ابعاد گسترده و سازمانیافته برای تنگ کردن فضا به رژیم و مرتجعین باید فعالیت داشته باشد. اینکه گارد آزادی محدود عمل میکند، اینکه ابراز وجودش ساده نمیتواند صورت گیرد بستگی به سرکوب و خفقان است که بویژه یکسال گذشته ما با موج سرکوب و خفقان افسار گسیخته ای روبرو بودیم و بدیهی بود که باید واحد های مسلح را عقب نگاه میداشتیم و خوشبختانه هوشیاری و تلاش جدی برای مقابله با سرکوب های رژیم بویژه در مورد گارد آزادی هم خیلی خوب بود. توقف و تاخیر در فعالیت گارد به معنای تعطیلی آن نبوده و نیست. ببینید در یکسال گذشته بسیاری از فعالین مدنی، اجتماعی، سیاسی و نظامی مورد این هجوم قرار گرفتند، ابعاد این سرکوب و دستگیریها و احکام اعدام را همه شاهد هستند و در حالی که بسیاری از واحد های نیروهای مسلح اپوزیسیون در کردستان متحمل ضربات پی در پی میشدند، حضور مسلحانه گارد هم به همین دلیل دچار محدودیت شد. البته از سویی هم نحوه برخورد خود ما به گارد و معرفی و فعالیتش و حتی سازماندان گارد بعنوان وسیله مبارزه و اعتراض، موثر بوده است. مهم این است که گارد آزادی را به چه عنوانی نگاه میکنیم.سنت های پیشمرگایتی و گریلایی و چریکی برای مردم شناخته شده است، خود ما هم این را خوب بلدیم، اما گارد آزادی هنوز باید بعنوان یک سنت کاملا مجزا و سنتی که متعلق و منطبق با مبارزه و واقعیت زندگی است، راه خود را باز کند. این هم یک معضل جدی ما در وقفه و یا محدودیت در فعالیت بود.
رضا کمانگر: کورش مدرسی در مصاحبه با پرتو در مورد آرایش رهبری نظرش این است که روند تحولات سیاسی کند شده است، جواب کورش مدرسی این است: نظر من در مورد پست لیدر حزب همان است که قبلا گفته ام. اما جایگاه عملی این پست به شرایط فعالیت حزب بستگی دارد. در دوره های متحول سیاسی و دوره های انقلابی به اعتقاد من نقش لیدر در حزب حیاتی میشود و در دوه های متعارف تر اما اهمیت این نقش کمتر میشود. از نظر من با توجه به کاهش سرعت تحولات سیاسی در ایران این فرصتی است که حزب ما بعضا به خود به پردازد و موانع قدیمی تر را از پیش پا بردارد. با شکل گرفتن یک دوره تحول انقلابی دیگر در ایران باید این نقش را زنده کرد و مجددا آن را در آرایش رهبری گنجاند. به نظر من در دوره گذشته حزب حکمتیست از وجود این مکانیسم در متمایز کردن خود استفاده کرد و این نقش برای ما بسیار مفید بود. همانطور که گفتم امروز اوضاع برای این نقش آنقدر اورژانس نیست. آیا حرکت اخیرگارد آزادی بر مبنای این تحلیل ریسک نیست؟ یا بمعنای دیگر ضربه پذیر نیست؟ اسد گلچینی: بحث رفیق کورش مدرسی به واقعیت دوره های مختلف و از جمله این دوره که در آن هستیم و آرایشی که حزب بخود میگیرد اشاره دارد. بحث نحوه آرایش است که در هر زمان و بنا به خصوصیات هر دوره میتواند مطرح شود. این دوره مورد نظر رفیق کورش آن دورانی نیست که مثلا جامعه در زمان 18 تیرهای دهه 80 داشت.الان دوره ایست که ما تلاش باید بکنیم حزب و مردم انقلابی را به آن دوران ها برگردانیم البته با درس گیری از همه کمبود هایی که ما داشتیم و جنبش در آن دوره داشت. و این اتفاقا لازمه اش فعالیتی بمراتب بیشتر است. دوره ایست که باید امید به موفقیت و تاکید بر حقانیتی که مبارزه مردم دارد بسیار بیشتر نیرو و انرژی میبرد، امروز طبقه کارگر و نسل جوان چگونه به این دوران نگاه می کند و چه افق و ابزارهایی برای تغییر دارد؟ ما حزب و گارد را در اختیار آنها قرار میدهیم، گارد آزادی میتواند این ابزار مهم برای سازماندهی اعتراض و مبارزه آنها باشد. گارد آزادی اتفاقا میتواند تکیه گاه و لنگر بسیار امیدوار جوانان برای مبارزه ای بی امان با رژیم اسلامی باشد که آنها میخواهند سر به تنش نباشد. اگر این خواست مردم کماکان پابرجاست،اگر خواست نسل جوان داشتن زندگی مدرن است، گاردآزادی و حضور وفعالیتش هم بسیار بجاست و باید در همه اشکال آن در دسترس باشد.این ریسک نیست و دقیقا پاسخگویی به نیاز های مبارزه ماست که بدون آن جامعه بیشتر میتواند به قهقرا برود.اینکه ما باید هوشیار باشیم که ضربه نخوریم و هشدار برای اینکه در فعالیتهای گارد باید ریسک نکنیم بسیار بجاست و بدون تردید اینها را باید در نظر بگیریم. رضا کمانگر: در سمینارهای مرکزی حزب از لزوم تغییراتی در سند پایه ای گارد آزادی صحبت شده است، افرادی و از جمله محمود قزوینی نقدهای بر سیاست مسلحانه گارد آزادی داشته اند، چه تغییراتی قرار است در موازین و یا معرفی و وظایف گارد آزادی پیش بیاد؟ جواب تو به نقد این رفقا چیست؟ اسد گلچینی: بحث تغییر و یا دقیقتر بگویم اصلاح در تعریف و تفسیر و یا نحوه برخورد به گارد یک جنبه مهم و بسیار ارزنده کار ما در جدل و بحث روی کار گارد و فلسفه وجودی آن بوده است و راستش الان هم ادامه دارد. منتهی یک موضوع برای بسیاری از ما قطعی است و آنهم این است که گارد آزادی یک سازمان ملیتانت، مسلح و توده ای باید باشد، سازمان و ابزاری در دست مردم برای اینکه به وسیله آن جنگشان را بتوانند با رژیم وهر مساله و پدیده ارتجاعی و ضد مردمی بکنند. بدون این، حزب حکمتیست هم حزبی خواهد شد در میان احزاب دیگر هر چند بسیار رادیکال و مارکسیست، لنینیست و متعهد به حکمت. حزب بدون گارد آزادی به جایی نمیرسد،حزب بدون گارد آزادی در این دوره و زمانه مایه امید زیادی برای کسی نخواهد شد. گارد آزادی از نظر ما و بنا به آخرین بحث و تصمیمات این چنین سازمانی باید باشد. اینکه تصورات مختلف داشته و داریم به نظر من لطمه ای به ضرورت بسیار حیاتی این سازمان نباید بزند.مگر ساختن حزب و یا تشکل های توده ای و ... کم ریسک دارد و کم کج فهمی و نادقتی در مورد اجرای آنها داشته ایم؟ آیا از اینها نتیجه گرفته ایم که حزب نباید باشد و ضرورت ندارد؟حزب و جنبش ما بدون این اصلاح و انتقاد کردن ها نمیتواند قدمهایش را درست بگذارد. نقد ها و ملاحظات هر چه باشد مثل همه عرصه های کارطرح میشوند و مورد بحث قرار میگیرند. سیاست و حزب ، در زندگی و فعالیت در این دوره و این نسل نمیتواند و نباید غیر مسلح باشد زیرا این را به مردم تحمیل کرده اند. این برای خاورمیانه، ایران و بویژه در کردستان بدون برو برگرد است. برای کارگر و زن و جوانان خواهان زندگی انسانی و برای کمونیسم و طبقه کارگر بدرجه اولی حزب بدون نیروی مسلح قوی و مصمم یعنی هیچ. برای حکمتیستها در ایران و کردستان فعالیت و دفاع از کمونیسم و آزادی و کارگر و برابری زن و مرد و قدرتمند شدن و گرفتن قدرت سیاسی محال خواهد شد. این را ما تجربه کرده ایم.بدون داشتن نیروی مسلح و بدون داشتن نیرویی ملیتانت و مسلح آنطور که ما در تعریف گارد آزادی گفته ایم،آزادیخواهی و برابری طلبی برای جامعه پوچ است. شورا هایتان مالیده است و حق خواهی کارگر و زنان مالیده است، آزادی بدون قید و شرطتتان محال است و همه اینها تحت مصلحت های ملی ، قومی و مذهبی و ارتجاعی و مردسالارانه سرکوب میشوند. ما اینگونه میخواهیم برای نسل امروزی راه درست را نشان دهیم، نسل ما که تجربه گرفتن قدرت سیاسی بوسیله جمهوری اسلامی در برابر چشمان بهت زده اش را دارد نباید این تجربه را تکرار کند. ما نمیخواهیم و نباید اجازه بدهیم رژیم دیگری شبیه رژیم جمهوری اسلامی به جامعه تحمیل شود. حزب حکمتیست و گاردآزادی برای این نبرد میکند. به رژیم و همه نیروهای اپوزیسیون در ایران و کردستان نگاه کنید. حکمتیست ها فقط با قدرت حزب و سازمان گارد میتوانند و باید نقش تعیین کننده در سیاست در امروز و فردای جامعه در ایران بازی کنند. نقد رفیق محمود قزوینی یا هر رفیق دیگری در این زمنیه عملا درز گرفتن و از بین بردن این فلسفه وجودی گارد است، من شخصا خیلی از ملاحضات محمود را قبول داشته ام و همیشه برایش احترام قائل بوده ام و با هم در این مورد همنظری هم داشته ایم، اما نقد بسیاری از ما هیچوقت به معنای نفی و ضرورت حیاتی گارد نبوده است و این در آخرین سمینار هم که مورد اشاره شماست خیلی روشن بود. اختلاف با محمود نه در ملاحظات او بلکه در دفاع ما از موجودیت گارد بوده است. یک نکته دیگر برای من شخصا مهم است و آن اینکه رفیق محمود و یا هر رفیق دیگری که قبلا هم از حزب رفتند عملا با تصمیم برای خروج از حزب و ادامه کار به صورت منفرد و یا حدا اکثر محفلی، تردید و تجدید نظر بسیار جدی در فلسفه وجودی حزب کردند،مهم نیست خودشان را راضی نگاه داشته اند. در این شرایط دشوار کار حزبی و حزب درست کردن و بویژه سازمان گارد آزادی، چه در ایران و چه در میان فعالین سیاسی کار بسیار دشواری است. منفرد ماندن و زیستن در این شکل آسان است، سالهاست بسیاری اینگونه اند ولی برای یک لنینیست و یک حکمتیست چنین انتخابی به معنای سرازیر شدن به این فضای خاکستری است. رضا کمانگر: چرا گارد آزادی طی نزدیک به دوسال اخیر حرکتی از خود نشان نداده بود؟ اسد گلچینی: قبلا هم اشاره کردم که شرایط خفقان و سرکوب نه تنها برای گارد آزادی بلکه برای بسیاری از فعالین و سازمانها ، کانون و احزاب هم وجود داشته است. گارد آزادی هم دقیقا بعد از یک دوره موفق در ابراز وجود و فعالیت و بعضا مشکلاتی که برای برخی از واحد ها پیش آمد ، میبایست یک قدم عقب برود تا دچار ضربه نشود.شما خبر دارید که سال گذشته اطلاعات رژیم و حتی سازمانها و افراد معینی در اپوزیسیون تلاش بسیار زیاد و شبه توده ای و اکثریتی و ناشرافتمندانه ای کردند تا مبارزات دانشجویان را با اسرار و البته آگاهانه به گارد آزادی وصل کنند.چیزی که هیچگاه وجود خارجی نداشت، ولی در چنین فضایی ما بعضا آگاهانه از هر گونه تداعی شدنی با این مبارزات خودداری کردیم بویژه اینکه مبارزات دانشجویان چه در زندان و چه بوسیله همه مردم مبارز و خانواده و اپوزیسیون در جریان بود. دلایل توقف در کار ما بعضا اینها بودند و مسلما در ادامه کار چه بوسیله رژیم و همین جریانات موانعی برای کار ما ایجاد خواهد شد که باید آگاهانه اینها را هم بیش از بیش به حساب بیاوریم. یک مساله برای ما باید روشن باشد و آن اینکه موفقیت گارد آزادی در این است که بتواند سنتی را که دراین زمینه میخواهد و فلسفه وجودی گارد است را باید جا بیندازد.گاردآزادی چگونه میتواند به سازمان ابراز وجود اعتراض جوانان تبدیل شود؟ خوب در شرایط فعلی یک بخش بسیار کمی از این سازمان میتواند مسلح باشد و بخش بسیار بزرگی از آن،واحد های گارد در محلات ومتشکل از جوانان مبارز و دوستداران گارد و حزب حکمتیست هستند که بدون اسلحه باید به جنگ این شرایط فعلی بروند، فضایی در دفاع از انسانیت و آزادی، دفاع از کارگر و زن و برابری، فضایی بر علیه سرکوب و ارتجاع مذهبی و قومی باید ایجاد کرد و واحد های گارد آزادی برای این منظور باید ایجاد شوند. این ها در عین حال اعتراض و مبارزه ملیتانت عمیقا موجود است و عمیقا مورد استقبال مردم است. سازمان دادن همان اعتراض واقعی است که مردم تحت ستم و سرکوب و کارگران و جوانان و زنان مبارز روزانه با آن درگیر هستند و به طور طبیعی در برابر آن خشم و نفرت و بیزاریشان را نشان میدهند، ما این را باید سازمان بدهیم، این اعتراض را به مبارزه تبدیل کنیم و این حزب و سازمان میخواهد، گارد آزادی میتواند سازمانی برای بخشی از این مبارزه و سازمانی برای اینکه هر جا بتواند عرصه را بر رژیم و مرتجعین تنگ کند. ما در کردستان به این فعالیت باید مشغول باشیم. این فعالیت هیچ تناقضی با سازماندادن کمونیستها و رهبران و فعالین مبارزه مردم ندارد و یا نباید داشته باشد و باید هر ایراد و مشکلی که وجود داشته باشد را بتوانیم پاسخ بدهیم و رفع کنیم.کمیته های کمونیستی و سازمان حزب در محل کار و زندگی موجودیت پایه ای حزب برای مبارزه طبقه کارگر برای رهایی جامعه است. ده ها جمع و محفل و سازمان و تحصن و اعتصاب و ... باید به این وسیله ایجاد شود و سازمان گارد هم بخشی از این موجودیت است. کمیته های کمونیستی از نظر ما سازمانده واحد های غیر مسلح گارد هستند. کمیته های کمونیستی نباید در چنین شرایطی واحد های مسلح سازمان بدهند و سازمان حزب هیچ ربطی به بخش مسلح گارد ندارد و باید از این دور نگاه داشته شود. در هر مورد دچار این مشکل و اشتباه بشویم باید بلافاصله متوقف شود.
رضا کمانگر: با تشکر و خسته نباشید 26 اکتبر 2008رضا کمانگر www.r-kamangar.com |